![]() |
![]() |
|
| کارشناس ارشد مدیریت آدرس سایت : www.fekrepouya.com |
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 11:21 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
سلام....
همه ما انسان ها همیشه و هر کجا به دنبال شکل گیری یک زندگی بهتر هستیم و این امر به هیچ عنوان محقق نمی شود مگر با یادگیری درس هایی از زندگی امروز می خوام شما دوستان عزیز رو با چند تا از این موارد آشنا کنم امیدوارم که لذت ببرید در ضمن اگه در جایی هم از برخی کلمات نا مناسب استفاده شده قبلا از همتون پوزش می خوام. درس اول : درس دوم : يه روز يه مردی به يه خانم پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش? درس سوم : درس چهارم :
درس پنجم : درس ششم :
درس هفتم : درس هشتم : درس نهم :
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 9:53 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
یار مرا ...غار مرا...عشق جگرخوار مرا...
یار توئی ...غار توئی...خواجه نگهدار مرا... نوح توئی ...روح توئی...فاتح و مفتوح توئی... سینه مشروح توئی...بردر اسرار مرا... قطره توئی ...بحر توئی ...لطف توئی ...قهر توئی... قند توئی...زهر توئی...بیش میازار مرا... حجره خورشید توئی ...خانه ناهید توئی... روضه امید توئی...راه ده ای یار مرا.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم دی 1388ساعت 16:59 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
با كمي مكث جواب داد : گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ، با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ، و بدون ترس براي آينده آماده شو . ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز . شک هايت را باور نکن ، وهيچگاه به باورهايت شک نکن . زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني . پرسيدم ، آخر .... ، و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد : مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ، قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر . كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را .. بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي . موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن .. به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ، كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد : زلال باش .... ، زلال باش .... ، فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ، زلال كه باشي ، آسمان در توست . |
||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 12:53 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 10:54 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
من امشب در طنین تیره اش شوری بسر دارم باز هم تنها بدون تن به رویاهای اعماق وجودم یاس میورزم من امشب در تب نامردمیهایش بسان جوش تبخیرم من امشب پیش تو در خلوتم سر درگریبانم چه کردم ؟ تا کجا رفتم ؟زبانم را بحرکت تا کجاهایش چشانیدم ! من امشب ناله ها دارم به زیر چشم ناپاکم زغفلت ، اشکبارانم من امشب در سکوت سهمگین سیاهیها من امشب وز حریمت کور سوئی مهر میبینم جنان بخشی خدایا ، چشم من بینای احسان نیست من امشب در کویر دردهایم با وجودت سبزه میرویم ۷/۷/۸۸ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 13:19 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
آن همه اندوه را چون کفش...
می گذارم پشت در... گرد مصنوعی لبخندی به لب.. با چطوری؟نازنین ام ها بوسه هاو دوستت دارم عزیزم ها... می رسم از راه مثل هرشب... مثل هرشب از غبار آلودگی های نگاهم پی به رازی می بری ژرف حرف می آری درون حرف تا بفهمی لب مطلب را.. تا بدانی با که بودم ...با جوشیدم با که گشتم... باکه رقصیدم.. باکه زهرمار نوشیدم ... غذاخوردم من دلی پوشیده می خواهم نمی خواهم بدانی در تمام روز دست دادم با کدامین دست از کدامین دوستانم پشت پا خوردم کجا خوردم چرا خوردم... (حسن فرازمند ۵/۷/۸۸ورامین)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:10 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 18:19 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
امروز دلم شکسته و خسته است .....
زیرا یکی از دریچه ها بسته است.... نه ماه فسون نه مهر جادو کرد... نفرین به سفر که هرچه کرد ....او کرد! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم مرداد 1388ساعت 19:28 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
هر چند شمع راه روانم چو آفتاب ....
ازاحتیاط دست به دیوار می کشم .... ............................. مقبول نیست طاعت هر کس که شکسته نیست ... ایستاده را صواب نماز نشسته نیست..... (صائب تبریزی) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 16:22 توسط سید حسین حسینی زاده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
عكس آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
مدیریت منابع انسانی طنز کاغذ قیچی بی جهت چمدون باران مدیریت در هزاره سوم استاد شجريان مسعود دهنمكي |
|
RSS
|